تبليغاتX
زیر سایه خدا

زیر سایه خدا

آرامش ارغوان فقط به خدا

پرودگارا سرنوشتم را خیر بنویس تقدیری مبارک تا آنچه تو دیر میخواهی زود نخواهم و انچه تو زود میخواهی دیر نخواهم

+      ارغوان  | 

 

روزی دانشمندی آزمایش جالبی انجام داد او یک آکواریوم ساخت وبا قرار دادن یک دیوار شیشه ایی در وسط آکواریوم آن را به دو بخش تقسیم کرد.

در یک بخش ماهی بزرگی قرار داد و در بخش دیگر ماهی کوچکی که غذای ماهی بزرگتر بود.

ماهی کوچک تنها غذای ماهی بزرگ بود و دانشمند به او غذای دیگری نمیداد. او برای شکار ماهی کوچک بارها و بارها به سویش حمله برد ولی هربار با دیوار نامرئی که وجود داشت برخورد میکرد همان دیوار شیشه ایی که او را از غذای مورد علاقه اش جدا می کرد...

پس از مدتی ماهی بزرگ از حمله و یورش به ماهی کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوی آکواریوم وشکارماهی کوچک امری محال و غیر ممکن است.

در پایان دانشمند شیشه ی وسط آکواریوم را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز گذاشت ولی دیگر هیچگاه ماهی بزرگ به ماهی کوچک حمله نکرد و به آنسوی آکواریوم نرفت !!!!

دیوار شیشه ایی دیگر وجود نداشت اما ماهی بزرگ در ذهنش دیواری ساخته بود که از دیوار واقعی سخت تر و بلندتر می نمود و آن دیوار دیوار بلند باور خود بود!باوری از جنس محدودیت! باوری یه وجود دیواری بلند و غیر قابل عبور ! باوری از ناتوانی خویش !

**لطفا دیوارهای شیشه ایی اطراف خود را که ناشی از باورهای غلط است بشکنید**

 

برگرفته از کتاب تو توی؟؟؟

+      ارغوان  | 

بزرگمهر را پرسیدند: بهترین هنگام برای غذا خوردن چه وقت است؟ پاسخ داد:برای غنی هرگاه که گرسنه شود و برای فقیر هرگاه که بیابد.

 

+      ارغوان  |